کانال مثبت اندیشی نفیسه معتکف

ایمیل خود را وارد نمایید

سبد خرید شما خالی است

با انتخاب کتاب دلخواه خود ، خرید اینترنتی انجام دهید
شرح گفتار روز

   

به عوامل تباه کننده زندگيت پر و بال نده

تاریخ انتشار : 1392/10/22

به عوامل تباه کننده زندگيت پرو بال نده
آيا تا به حال از خودت پرسيده اي که چرا علي رغم تلاش هايي که در زندگي مي کني ؛ با وجود امکانات مادي و رفاه نسبي ؛ باز هم دچار دلهره و اضطراب مي شوي؟ چرا با وجود خوشي و شادي ظاهري ؛ باز هم غم و غصه اي دروني داري؟گاهي اوقات چنان عرصه زندگي برايت تنگ مي شود که دلت مي خواهد از ته دل اشک بريزي .هرچند در مقايسه با ديگران ؛ همه چيز بهتر از آنها را داري ولي به نوعي احساس پوچي درخودت حس مي کني که باعث مي شود به حال وروز ديگران که وضعي پائين تر از تو را دارند غبطه مي خوري.براي پيدا کردن منشا وسرنخ اين موارد لازم است سه عامل مهم را که بر اساس آن زندگيت شکل مي گيرد و سرنوشتت رقم مي خورد ، مورد بررسي و مطالعه قرار دهي. سه عاملي که تغيير و تحول آنها ؛ پنجره موفقيت را برايت مي گشايد . اين ها همان تعلقات ؛ باورها و درد ها هستند که عدم استفاده مناسب از آنها تو را از خود واقعي و خدا دور ميکند و موجب درد و رنج ؛ غم وغصه ؛ تشويش ؛ ترس ؛ اضطراب و خلاصه تمام موارد منفي در زندگيت مي شود.
تعلقات يعني که هويت خود را در گرو خانواده ؛ ثروت ؛ شغل ؛علم ؛ تحصيلات ؛ ماشين ؛ خانه ؛ فرزند؛ خويشاوند ، همسر ؛مليت و نژاد بداني واساس و شالوده زندگيت را بر روي آنها و به اتکا و دلگرمي وحتي فخر فروشي به آنها بنا کني :
"خانه من" ،"دوست من" ، "بچه هاي من " ،"همسر من"، و هزاران "من" ديگرکه تک تک آنها برخاسته از نفس است .
از دست دادن هر کدام از اين موارد باعث مي شود که به ترس ، وحشت ، اضطراب ؛ ياس و نااميدي دچار شوي .چون هميشه با وجود آنها بوده که خودت را مطرح کردي ؛ در واقع بدون آنها گويي هويت خود را از دست داده اي. هميشه سعي کرده اي بدون در نظر گرفتن شخصيت و خود الهي ات ، از قبال آنها در جامعه سر بلند کني . در هر جا قدم مي گذاري ؛از تعريف و تمجيد متعلقات خود دم مي زني. تو ناخودآگاه و ناخواسته تلاش مي کني با طناب پوسيده آنها شخصيت کسب کني .به عنوان مثال: " بچه هاي من بسيار با هوش هستند ."؛ "خدا به من لطف دارد که پسرم در رشته پزشکي درس مي خواند."؛ "راستي چند روز پيش ماشين بي. ام . و ما در جاده خراب شد؛ نمي داني چه خطري از سرمان گذشت."؛ "مي دانستي شوهرم با آقاي ...( کسي که مقام مهمي دارد) دوست است؟"، "راجع به عربهاي موش خورکه تازگي براي ما آدم شدند حرف نزن ؛ما ايراني هستيم از نژاد کوروش و داريوش ."، "بايد هم وضع مالي شوهرم خوب باشد؛ حقش است. چون نا سلامتي دکتر يا مهندس اين مملکت است. درس خوانده و زحمت کشيده."؛ "همه ما ژنتيکي با استعداد هستيم. خدا را شکر بچه هايم روي خانواده ام رفته اند."؛ "مي داني چيه ؟،چون خانه ما بالاي شهراست ؛ به اين خاطر رفت و آمد مان در سرماي زمستان خيلي مشکل است."
حتما اين جور حرف زدن ها برايت خيلي آشنا است . چون يا خودت به نوعي اين ها را به خورد مردم مي دهي يا اينکه ديگران همين ها را به خورد تومي دهند.دائم فکر و ذکرتان فقط براين محور مي چرخد .زماني هم که در هر کدام از اين ها خللي ايجاد شود ؛ دنيا برايت تيره و تار شده و در اين موقع به فکر خدا مي افتي ، البته آن هم از بابت گله و شکايت نه از بابت شکرگزاري!ا سرت را رو به آسمان مي گيري و مي گويي :"خدايا !حقش نبود اين بلا سر من بيايد."، "خدايا !تو عادل هستي ؛ چرا به من چنين ظلمي شد؟"، "خدايا !چرا به اين وضع گرفتار شدم؟" به هر حال در اين موقع است که سيل سوالات و شکوه و شکايت تو از خدا شروع مي شود.
آيا لحظه اي فکر کرده اي راه درست اين است که وقتي مي خواهي از تعلقات خود حرفي بزني ؛ بايد اول خدا را در نظر بياوري و خدا را شکر کني و بگويي تمام اين ها از فضل و رحمت الهي است. باورکن در زماني که در حال فخر فروشي به اين و آن هستي ؛ هرگز به فکر خدا نمي افتي و در واقع با اين موارد فقط و فقط مي خواهي هويت خود را در پناه اين موقعيت ها مستحکم ترو از اين بابت لذت و خوشي حس کني. ولي بايد متوجه باشي ؛هر چند متعلقات مايه دلخوشي است ولي حکم قرص آرام بخش موقتي را دارد که موجب شادي نسبي بيروني مي شود. ولي تو نياز به شادي ابدي دروني داري. تو بايد هويت اصلي را در وجودت پيدا کني و با اتصال به آن اظهار وجود نمايي. تکيه به عوامل بيروني ناپايدار و زودگذر است و در هر صورت دير يا زود جاي خود را به سرخوردگي و نا اميدي مي دهد. زماني مي آيد که حسرت مي خوري و مي گويي : " حق من نبود که ....." ولي بايد قبول کني خودت دراين مورد مقصر بودي که مي خواستي با استفاده از امکانات و ماديات و افراد ؛ به اصطلاح شخصيت خودت را شکل و فرم دهي و کاري کني که ديگران هم به حال تو غبطه بخورند که :"خوش به حالش ؛ چه بچه هايي ....چه خانه و زندگي .....چه همسري ....." و به اين صورت , آنها هم به نحوي تحت تاثير قرار مي گيرند و با مقايسه زندگي خود با آن فرد ؛ نه تنها مشکلاتي را براي خود بلکه براي خانواه اشان هم ايجاد مي کنند و در نتيجه باعث تشنج و نابساماني خانوادگي مي شود . بعد از آن کاربه جايي مي کشد که بايد براي رفع افسردگي و سرخوردگي به دارو رو بياورند؛ دچار بي خوابي شوند و يا اينکه سراغ روانشناس و روانپزشک بروند.
و اما عامل مهم بعدي باور است .اطلاعاتي را که از دنياي بيرون از طريق حواس پنجگانه دريافت مي کني؛ و هر نوع فکري که در کارخانه ذهن توليد مي شود ؛ توسط ضمير ناخودآگاه پردازش شده و باور تو را شکل و فرم مي دهد.باورهاي تو سرچشمه خوشبختي و موفقيت يا بدبختي تو است.باورهاي مذهبي ؛ سياسي , قومي ؛ نژادي و هر نوع باوري ديگر نقش بسزايي در موضع گيري و شکل گيري شخصيتي تو دارد. در اصل کيفيت باورهايت است که نگرش و تفکر تو را مي سازد.گاهي اوقات چنان بر باورديني خود که متاسفانه حاصل تحقيق نيست بلکه ريشه در باور غلط خانوادگي و جامعه دارد ، تعصب نشان مي دهي که حاضر نيستي عقيده مخالف را گوش کني . گاهي از روي عدم آگاهي مسائل سياسي چنان تعصب داري که حاضرنيستي از باور و نگرش کهنه و پوسيده ات دست برداري.درچنين مواقعي اگر کسي از در مخالفت با تو در آمد ؛ دلت مي خواهد سر به تنش نباشد.اگر کسي بر خلاف ميل تو حرف بزند ؛ از کوره در مي روي و خشمگين مي شوي.گاهي حتي باور و نگرشي که از خدا داري چنان تو را دچار ترس و وحشت مي کند که تمام عملکردها و اقدامات تو ناشي ترس است ؛ نه از روي محبت و خلوص نيت .بنا براين باور عفو و رحمت الهي را فراموش مي کني و فقط جنبه منتقم بودن خدا در ذهنت قد علم مي کند. در نتيجه انرژي منفي ترس و وحشت را به کارهاي خودت منتقل مي کني که بعدا برايت دردسر آفرين خواهد شد.باورتو شاخص توانمندي هايت است. باورهاي مثبت و قدرتمند حکم قطب نماي زندگيت را دارد که تو را به سر منزل مقصود مي رساند.باور قوي نقش بسزايي دربالا بردن روحيه ات دارد. باور ضعيف از تو آدمي سرخورده و نااميد مي سازد . در اصل تو با باورهاي خوب يا بد خالق زندگيت هستي. دستاورهاي زندگي تو در گرو سيستم باورهاي خودت است . خداوند در سوره مدثر آيه 38 فرموده است "کل نفس بما کسبت رهينه (هرکسي در گرو دستاورد خويش است)" قسمت سبز در کادري زبيا بيايد
تو بايد با در دست گرفتن عنان قدرت ضمير ناخودآگاه بتواني درهر لحظه عالي ترين باورها را بسازي .
و اما عامل سوم درد است. تعلقات و باورها است که باعث درد و رنج و ياس و نااميدي و اضطراب و سرخوردگي تو مي شود.روح تو بي قرار و پر از تشويش مي گردد.همين نگراني و تشويش چنان سيستم فکري ونگرشي ات را به هم مي ريزد که تو را به انساني ضعيف و ناتوان تبديل مي کند.در اين صورت راه چاره را صرفا رو آوردن به قرص هاي آرام بخش؛ وساير داروهاي تسکين دهنده و درنهايت به مشاروه روانپزشکي منجر مي شود.
وقتي اين سه عامل مهم را در کنار هم قرار دهي ؛ متوجه حلقه ي گم شده خودت مي شوي . آيا مي داني حلقه گم شده تو چيست ؟ اين حلقه گم شده "خدا" است که از آغاز تا انتها حضورش را در کنار خودت حس نکردي . خدا را به بوته فراموشي سپردي.يک انسان الهي که ايمانش به خدا قوي باشد ؛همه کس و همه چيز را آيت الهي مي بيند. يک انسان وارسته الهي نه به خاطر گذشته غصه مي خورد نه از آينده ترس دارد. يک انسان الهي فقط در زمان حال ودرلحظه ي حضور قرار دارد. وقتي تو هم الهي باشي و رنگ خدا به خود بگيري ؛ ديگر هيچ چيز و هيچ کس نمي تواند تو را ناراحت کند. شغلت را از دست دادي ؛ برايت مهم نيست چون با توکل الهي و تکيه بر او شغلي بهتر از قبل را به دست مي آوري.
هرنوع شکست و سرخوردگي را در زندگي، نردبان ترقي براي رسيدن به موفقيت بيشتر تلقي مي کني. زماني که در جاده الهي گام برداري ؛ چنان راههايي برايت باز مي شود که خودت هم مات و مبهوت مي شوي. زماني که تو فقط بر خدا تکيه کني و از او ياري بخواهي ؛ با سربلندي در برابر مسائل زندگي مي ايستي و با روحيه اي بالا و با دنيايي از اميد و اطمينان راهي براي حل آن پيدا مي کني.
پس براي اينکه سه عامل مخرب تعلقات ؛ باورهاي غلط و درد را از زندگيت دور کني ؛ بايد حمايت و توکل الهي را به زندگيت واردکني . زماني که ياري و پشتيباني الهي را حس کني ، با شهامت و جسارت بيشتري در عرصه زندگي پيش مي روي و به شادي دروني که هدف نهايي در زندگيت است خواهي رسيد .

خواننده عزيز براي شناخت خود الهي و واقعي؛ خواندن دو کتاب زيرتوصيه مي شود :
1-بيا درقلبم زندگي کن اجاره هم نده
2- خدا جونم چطور خودم را دوست بدارم .
3-تو رنگ خدا داري.
براي تهيه کتاب ها با شماره تلفن 88278383 تماس بگيريد.
مي توانيد به صورت اينترنتي هم سفارش دهيد موفق باشيد

نظرات :

پريسا     تاریخ: 1392/10/23    زمان: 21:38:09
سلام و خداقوت من اول به رسم ادب بايد تشکر کنم از شما و آرامشي که به من مي ديد با شناساندن خدا من ده سال پيش من با من حالاي من خيلي فرق داشته و داره من دارم به آرامشي مي رسم که بارها در روز خدا را شکر مي کنم و از اين که در اين راه (رسيدن به آرامش) خداوند من شما را در راه زندگي من قرار داد ازش تشکر مي کنم و براي شما آرزوي سلامتي و آرامش روز افزون مي کنم
فريبا رفيق    تاریخ: 1392/10/23    زمان: 21:43:50
سلام و عرض ادب,اميدوارم در صحت کامل باشيد.
من از دوستان افسانه جون هستم ک وبلاگ شمارو برام ايميل کرده بودن,خيلي لذت بردم و بي نهايت خوشحال شدم ک با نويسنده اي با قلمي بسيار زيبا و پرمحتوا از جنس خودم آشنا شدم....
براتون آرزوي شادي و کاميابي دارم و از خداوند موفيق روزافزون جنابعالي رو خواستارم,در پناه حق با تقديم احترام-فريبا
مرجان دهقاني    تاریخ: 1392/10/24    زمان: 22:42:58
سلام سرکارخانم معتکف .
خوب هستين؟من دهقاني خبرنگارخبرجنوب هستم.
باتشکرازمطالب بسيارتاثيرگذارتون.
بعدازمدت ها تونستم بارييسم درموردطرح شما مبني برداشتن يک ستون مطلب ازشما در روزنامه صحبت کنم ايشون قبول کردن.
نمي دونم الان که ايران تشريف نداريد امکان داره مطلب بفرستين؟
بهناز    تاریخ: 1392/10/27    زمان: 18:35:05
حق است.

شما نیز می توانید نظرات  خود را در مورد این مطلب بگوئید ( پس از تایید  به نمایش گذاشته می شود ) :

   
نام : 
ایمیل :
نظر شما :
 
کلیه حقوق این سایت محفوظ و متعلق به انتشارات هو می باشد

نقاشی ها

آرشیو مطالب

مقاله و گفتگوها

افراد آنلاین : 52

صنایع دستی وهنری

قوانین و مقررات

راهنمای خرید اینترنتی

کل بازدیدکنندگان : 547645

© 2012 All CopyRights By Nmotakef.com
تمامی کالاها و خدمات این سایت حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشد
کلیه فعالیتهای این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران می باشد